الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

131

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

تكرار نشود ، عهد و پيمان بستند و از هم جدا شدند . فردا صبح يكى از مشركان به نام « اخنس بن شريق » عصاى خود را برگرفت و به سوى خانه « ابو سفيان » آمد ، و به او گفت بگو ببينم : عقيده تو در باره آنچه از محمد ص شنيدى چيست ؟ ابو سفيان گفت : به خدا قسم مطالبى شنيدم كه معناى آن را به خوبى درك كردم ولى مسائلى را هم شنيدم كه معنا و مراد آن را نفهميدم ! . « اخنس » از نزد ابو سفيان بيرون آمد ، و به سراغ خانه « ابو جهل » رفت و به او گفت : تو درباره آنچه از محمد شنيدى چه مىگويى ؟ ! ابو جهل گفت : چه شنيدم ؟ مطلب اين است كه ما و فرزندان ابو عبد مناف در افتخارات با هم رقابت داريم ، آنها گرسنگان را اطعام كردند ما هم كرديم ، بى مركبان را مركب دادند ، ما هم داديم ، بخشيدند و انفاق كردند ، ما هم كرديم ، و دوش به دوش هم جلو مىآمديم ، اما آنها ادعا كردند كه از ما پيامبرى برخاسته كه وحى آسمانى به او مىرسد ، ما چگونه مىتوانيم در اين امر با آنها رقابت كنيم ؟ حال كه چنين است به خدا سوگند به او ايمان نمىآوريم و هرگز او را تصديق نخواهيم كرد ! « اخنس » برخاست و او را ترك گفت ( 1 ) . آرى جاذبه قرآن آنها را شبهاى متوالى به سوى خود مىكشاند و تا سفيده صبح غرق اين جاذبه الهى بودند ، ولى خود خواهى و تعصب و حفظ منافع مادى آن چنان بر آنها مسلط بود كه مانع از پذيرش حق مىشد . بدون ترديد اين نور الهى ، اين قدرت را دارد كه هر قلب آماده اى را هر جا باشد به سوى خود جذب كند و به همين دليل در آيات مورد بحث ، قرآن وسيله جهاد كبير معرفى شده است .

--> ( 1 ) « سيره ابن هشام » جلد اول صفحه 337 و « تفسير فى ظلال » جلد 6 صفحه 172 .